تبلیغات
اولین وبلاگ طرفداران کریستن استوارت در ایران - قسمتی از متن مصاحبه FLAUNT با كریستن
اولین وبلاگ طرفداران کریستن استوارت در ایران

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

قسمتی از متن مصاحبه FLAUNT با كریستن

سلام

اینم متن ترجمه شده ی مصاحبه مجله FLAUNT با کریستن !! برید ادامه ی مطلب...

متن انگلیسی :

Kristen Stewart

The actress starts in a shocking new rock biopic, carving out a niche of respect after years of teenybobber fare.

The courtyard looks like a wedding cake. Take a pickaxe to all this swept marble and you’d hit yellow sponge made from eggs, milk, and margarine. Perfect triangles of evergreen leap from topiary tubs, fountains make chlorinated areas into shallow pools emptied of even a single tossed penny. And there in the distance is our misplaced plastic bride, truant from the cake top, a few layers down, slouched against a cream-coloured column in a sunlit archway, exhaling Camel smoke. She is looking at the ground and looking everywhere at the same time.

“I knew it was going to be you,” she says cryptically, raising her head and stamping out the cigarette.

To be Kristen Stewart takes antennae. Offset from the scant groupings of hotel guests and khaki-painted walkabouts slowly roaming the manicured groups, Stewart is hiding badly. Even if she were not that girl from Twilight, she’d be that girl over there from who-knows-were, in the black jeans and a gray t-shirt, smoking and glowering and trying very hard not to look anyone in the eyes. With her invisible province breached by my approaching footsteps, her guard eases only slightly after an introduction.

Seated now near a new tree planted in freshly combed dirt, a nervous waiter takes drink orders and scurries off, all of his body language mutely bellowing “I know who you are!” Stewart is talking about Sean Penn. She knows him. She appeared in his film Into the Wild a few years ago and she just bumped into him out in front of the building. She had said, “What’s up?
He half-smirked and said, “Haiti.” They tried to linger, to smoke and talk, but in a matter of minutes, shutters were clicking, some paparazzi had gathered, and the conversation was abruptly over.

Now, freshly agitated, Stewart’s entire aspect is animated by nuisance. She winces with pain, clutching at her neck. “I must’ve slept on it wrong. Every time I look over my shoulder, it kills.” (Regardless, she’ll persist to peer behind her every so often with an audible start, turning back around with a grimace.) Every-thing has conspired and aligned here perfectly this afternoon for….

متن فارسی :

كریستن استوارت

این هنرپیشه با حضور شوكه كننده ای در فیلم راك جدیدش ، كه پس از سال ها گذراندن  دوره ی بچگی برایش احترام به ارمغان آورد ، بازی میكند.

حیاط مثل یك كیك عروسی به نظر میرسد. در این مرمرهای جارو شده یك كلنگ به دست بگیر و به این اسفنج زرد كه از تخم مرغ ، شیر و كره نباتی درست شده ، ضربه بزن. فواره هایی كه از مثلث های كامل و همیشه سبز و آرایشی زیبا در نواحی آغشته به كلر ، استخر های كم عمق را خالی از حتی یك پنی* میكند. و آنجا در دور دست ها عروس پلاستیكی گم شده ما كه از بودن در نوك كیك طفره رفته و در چند لایه ی پایین تر به ستون شیری رنگ در گذرگاه روشن از نور آفتاب ، تكیه داده دود سیگار كمل اش را بیرون میدهد و همزمان به زمین و ده جای دیگر نگاه میكند.

او در حالی كه سر خود را بالا گرفته و سیگارش را زیر پا له میكند به طور مرموزی میگوید : " میدانستم این تو خواهی بود."

كریستن استوارت بودن روی آنتن را به خود جذب میكند. استوارت از گروه بندی اندك مهمانان هتل و خرامانی های خاكی كه آرام در اطراف این گروه آرایش شده پرسه میزنند دور و به طور بدی مخفی میشود. حتی اگر او دختر فیلم توآیلایت نبوده باشد ، آن دختر از جایی است كه كسی نمیداند كجاست ، درحالی كه شلوار جین مشكی و تی-شرت طوسی پوشیده است ، سیگار میكشد ، اخم كرده و بسیار میكوشد كه به چشمان كسی نگاه نكند. ناگهان قلمرو نامرئی اش توسط قدم های نزدیك شونده ی من تحت نفوذ قرار میگیرد و محافظش پس از یك دقیقه به سادگی كنار میرود.

اكنون او كنار یك نهال تازه كاشته شده ، با موهایی كثیف اما تازه شانه زده شده ، نشسته است و با حالت عصبی به خدمتكار سفارش نوشیدنی میدهد. آن خدمتكار  با دستپاچگی در حالی كه تمامی حالت های بدنش بی صدا فریاد میزنند : "من میدانم تو كه هستی" میرود. استوارت درباره شان پن صحبت میكند. او شان پن را میشناسد. چند سال پیش در فیلم او یعنی In To The Wild بازی كرده. گویا كریستن در جلوی ساختمان ناگهان به سمت او برگشته و گفته : "چه خبر ؟!" او ( شان پن ) تقریبا با پوزخند میگوید : "هایتی." آنها سعی میكنند تا حرف بزنند. ( كریستن كمی درنگ میكند ، سیگار میكشد و دوباره شروع به حرف زدن میكند) اما بعد از چند دقیقه دیافراگم دوربین ها شروع به كلیك كردن كرد ، پاپارازی ها جمع شدن و ناگهان مكالمه به پایان رسید.

اكنون استوارت برآشفته است. صورت او به دلیل مزاحمت های آنها ( پاپارازی ها ) تحریك شده و از درد به خود میلرزد و به گردنش چنگ می اندازد : "قطعا دیشب بد خوابیده ام. هر وقت از شانه ام به اطراف نگاه میكنم ، مرا از درد میكشد."  ( علیرغم این كه او اصرار دارد اغلب با شروعی جالب ، به پشت خود با دقت نگریسته و با ادا و اصول به عقب برگردد! ) همه چیز اینجا در این بعدازظهر كاملا توطئه چینی شده است ، برای ...

*پنی : كوچكترین واحد پول انگلیسی و امریكایی

Shakifan--amin
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 11:59 ب.ظ
in logo jadide age mishe ino bezar ok ?

http://www.1.aksup.com/images/0oi1ahhn2ys4by8sjieh.png

bye
یلدا
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 10:39 ب.ظ
ممنون
فرگل
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 08:45 ب.ظ
آره کفشاش باحاله
lili
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 06:42 ب.ظ
پس راب کجاست از کفشای کریس خیلی خوشم میاد و همینطورخودش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

سلام من ایناز هستم،فقط و فقط عاشق کریستن استوارت هستم و 11 سالمه.
عاشق کریستن استوارت هستم.
اگه خواستید منو لینک کنید با اسم اولین وبلاگ طرفداران کریستن استوارت در ایران بلینكید و بعد بگید من با چه اسمی لینکتون کنم.
ღمدیر وبلاگ:بلا جاویدیღ

مدیر وبلاگ : ایناز جوجو

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام یک از افراد زیر جذاب ترین فرد این ماه بودند؟







نویسندگان

مترجم سایت

free counters





Powered by WebGozar

myrssbox